خرید بک لینک

«هركس با تو پس از آن كه آگاه شدى، به مجادله برخيزد، بگو بياييد تا بخوانيم فرزندان خود و فرزندان شما را، زنان خود و زنان شما را، و جانهاى خود و جانهاى شما را و لعنت خدا بر گروه دروغگو بفرستيم » .

مفسران مى نويسند: پيامبر اسلام(ص)به موازات مكاتبه با سران دول جهان، و مراكز مذهبى نامه اى به اسقف نجران «ابوحارثه »نوشت و طى آن نامه ساكنان «نجران » را به آئين اسلام دعوت نمود اينك مضمون نامه آن حضرت:

«به نام خداى ابراهيم و اسحاق و يعقوب(اين نامه اى است)ازمحمد پيامبر و رسول خدا به اسقف نجران خداى ابراهيم و اسحاق و يعقوب و احمد را ستايش مى كنم و شماها را از پرستش بندگان به پرستش خدا دعوت مى نمايم، شما را دعوت مى كنم كه از ولايت بندگان خدا خارج شويد و در ولايت خداوند وارد آئيد، و اگر دعوت مرانپذيرفتيد(لااقل)بايد به حكومت اسلامى ماليات(جزيه)بپردازيد(كه در برابر اين مبلغ جزئى از جان و مال شما دفاع مى كند) و در غيراين صورت به شما اعلام خطر مى شود» .

و برخى از مصادر تاريخى شيعه اضافه مى كند: پيامبر آيه مربوط به اهل كتاب را كه در آن همگى به پرستش خداى يگانه دعوت شده اند، نيز نوشت.

نمايندگان پيامبر وارد نجران شده، نامه پيامبر را به «اسقف » دادند، وى نامه را با دقت هرچه تمامتر خوانده و براى تصميم شورائى مركب از شخصيتهاى بارز مذهبى و غير مذهبى تشكيل داد، يكى از افراد طرف مشورت «شرحبيل » بود كه به عقل و درايت و كاردانى معروفيت كامل داشت، وى در پاسخ اسقف چنين اظهارنمود، اطلاعات من در مسائل مذهبى بسيار ناچيز است، بنابراين من حق اظهار نظر ندارم و اگر در غير اين موضوع با من وارد شور مى شديد، من مى توانستم راه حلهائى در اختيار شما بگذارم.

ولى ناچارم مطلبى را تذكر دهم و آن اين كه: ما كرارا ازپيشوايان مذهبى خود شنيده ايم: روزى منصب نبوت از نسل «اسحاق »به فرزندان «اسماعيل » انتقال خواهد يافت. و هيچ بعيد نيست كه «محمد» كه از اولاد اسماعيل است، همان پيامبر موعود باشد.

شورا نظر داد كه گروهى به عنوان «هيئتى از نجران » به مدينه برود، تا از نزديك با محمد(ص)تماس گرفته و دلائل نبوت او را بررسى كنند.

شصت تن از زبده ترين و داناترين مردم نجران انتخاب شدند و در راس آنان سه پيشواى مذهبى بود اين سه تن عبارت بودند از:

1 - «ابوحارثه بن علقمه » كه اسقف اعظم نجران كه نماينده رسمى كليساهاى روم در حجاز بود.

2 - «عبدالمسيح » رئيس هيئت و به عقل و تدبير و كاردانى معروف بود.

3 - «ايهم » كه فرد كهن سال و شخصيت محترم ملت نجران به شمار مى رفت .

هيئت نجران، طرف عصر درحالى كه لباسهاى تجملى ابريشمى بر تن و انگشترهاى طلا بر دست و صليبها بر گردن داشتند، وارد مسجد شده به پيامبر سلام كردند، ولى وضع زننده و نامناسب آنان آنهم درمسجد، پيامبر را سخت ناراحت نمود. احساس كردند كه از آنان ناراحت شده است، اما علت ناراحتى را ندانستند، فورا با عثمان بن عفان و عبدالرحمان بن عوف كه سابقه آشنائى با آنان داشتند،تماس گرفتند و جريان را به آنها گفتند آنان اظهار داشتند كه حل اين گره به دست على بن ابى طالب(ع) است، آنان به اميرمومنان مراجعه كردند على(ع)در پاسخ آنها چنين گفت: شما بايد لباسهاى خود را تغيير دهيد، و با وضع ساده، بدون زر و زيور به حضورحضرت بيائيد. در اين صورت مورد احترام و تكريم قرار خواهيدگرفت » .

نمايندگان نجران با لباس ساده بدون انگشتر طلا، شرفياب محضرپيامبر شده و سلام كردند، پيامبر با احترام خاص پاسخ سلام آنان را داد، و برخى از هدايائى را كه براى وى آورده بودند، پذيرفت.

نمايندگان پيش از آن كه وارد مذاكره شوند، اظهار كردند كه وقت نماز آنان رسيده است، پيامبر اجازه داد كه نمازهاى خود رادر مسجد مدينه درحالى كه رو به مشرق ايستاده بودند، بخوانند.

سيره نويس معروف «برهان الدين حلبى » مى نويسد: پيامبر به آنان گفت من شما را به آئين توحيد و پرستش خداى يگانه، و تسليم در برابر اوامر او دعوت مى كنم، سپس آياتى چند از قرآن براى آنان خواند.

آنان در پاسخ گفتند: اگر مقصود از اسلام ايمان به خداى يگانه است، ما قبلا به او ايمان آورده و به احكام وى عمل مى نمائيم.

پيامبر در پاسخ آنان گفت: اسلام علائمى دارد چگونه مى گوييدخداى يگانه را پرستش مى كنيد درصورتى كه شماها صليب را مى پرستيد و از خوردن گوشت خوك پرهيز نمى كنيد و مسيح را فرزند خدامى دانيد.

نمايندگان نجران گفتند: آرى او فرزند خداست زيرا مادر او مريم، بدون نزديكى با كسى، او را به دنيا آورد، ناچار بايد او فرزند خدا باشد در اين موقع فرشته وحى بر پيامبر نازل شد و اين آيه را آورد:

برچسب: مباهله, نویسنده: طاها رحمانی تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 18:32

صفحه بندی